السيد نعمة الله الجزائري (مترجم: فاطمه مشايخ)
535
قصص الأنبياء (النور المبين في قصص الأنبياء والمرسلين) (قصص قرآن) (به ضميمه زندگانى چهارده معصوم ع) (فارسى)
سليمان ( ع ) براى هدهد در نظر گرفته بود ، فرمود : منظور اين بود كه پرهاى او را بركنده و او را در حرارت آفتاب قرار دهد . از ابن عباس نقل شده : عذاب هدهد قرار دادن او در ميان اضداد و ياران ناموافق بود ، در بعضى روايات آمده كه سليمان دستور داد ، هدهد را با موش كور در يك قفس قرار دهند و اين امر كه عذابى روحى بود براى هدهد از عذاب جسمانى سختتر بود تا آنجا كه از سليمان ( ع ) درخواست كرد او را از قفس موش كور بيرون آورده و به هر عذابى كه شديدتر از آن متصوّر نباشد مبتلا نمايد ، حضرت سليمان نيز از پرندگان سؤال كرد : شديدترين عذاب در نزد شما چيست ؟ آنها گفتند : اينكه پرندگان ديگر پر ما را با منقار خود بر كنند و گوشت ما باقى بماند تا دوباره بر آن پر برويد ، هدهد بر اين عذاب صبر كرد و آن را بر هم قفسى با جنس ناموافق ترجيح داد ، چون عذاب روحانى به مراتب از عذاب جسمانى سختتر است . امين الاسلام طبرسى مىگويد : در بارهء هديهاى كه بلقيس براى سليمان فرستاد اختلاف شده است ، بعضى گفتهاند : بلقيس تعدادى غلام و كنيز با لباس مبدّل به آن حضرت تقديم كرد ، بطورى كه غلامان لباس كنيزان و كنيزان لباس غلامان را به تن داشتند . ( ابن عباس ) گفته است : بلقيس دويست غلام و دويست كنيز با لباس مبدّل براى سليمان ( ع ) فرستاد . از مجاهد نقل شده كه هديهء او صفحههاى طلا و روپوشهاى حرير بود ، وقتى اين مطلب به سليمان ابلاغ شد به جنّيان فرمان داد تا راه آنها را با آجر زرّين بپوشانند تا هديهاى كه آوردهاند به چشمشان حقير برسد و همراه آن كنيزان و غلامان نامهاى از بلقيس بود كه نوشته بود : اى سليمان اگر تو پيامبر هستى ميان اين افراد مذكّر و مؤنث را تميز بده و قبل از اينكه صندوق را بگشايى از آنچه درون آنست خبر بده و به فرستادهء خود گفت : وقتى وارد شدى اگر سليمان به تو نگاه خشمناكى نمود ، بدان كه او پادشاه است و از او نترس ، امّا اگر با نظر لطف و رحمت در تو نگريست ، بدان كه او پيامبر و فرستادهء خداست . فرستادهء بلقيس با هدايا اعزام شد و هدهد به نزد سليمان شتافت و به او خبر داد ، سليمان هم همهء جنّ و انس و پرندگان را جمع نمود و ميدانى ايجاد كرد كه در پيرامون